یامهدی
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


اردیبهشت 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31








جستجو





  احادیث امام علی علیه السلام   ...

حضرت امام علی (علیه السّلام) فرموده اند:

1- هیچ دشمنی برای انسان، ستمگرتر از نفس او نیست.

منبع : غرر الحکم٬ ج ٢ / فصل ٨۶ (لا)٬حدیث٣٢۴ .

2- بنده ی شهوت اسیری است که از اسارت رهایی نخواهد یافت.

منبع : غرر الحکم٬ ج ٢ / فصل ۵۵ ٬ حدیث١۵.

3- خوشا به حال آن که همیشه خدا را در نظر داشته و از گناه خویش بیمناک باشد.

منبع : غرر الحکم٬ ج ٢ / فصل ۴۶ (طوبی)٬ حدیث٣.

4- هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

منبع : غرر الحکم٬ ج ٢ / فصل٧٧ ٬(مَن)٬حدیث۹-١۴۴٨.

5- نفوس خویش را به ترک عادت ها رام کنید.

منبع : غرر الحکم٬ ج ١/فصل٣٢ ٬ حدیث٣٨.

6- خشم و غضب صاحبش را هلاک می کند و زشتی های او را آشکار می سازد.

منبع : غرر الحکم٬ ج ١/فصل١ ٬حدیث ١٧٣٨.

7- کسی که نهان و آشکار٬ و کردار و گفتارش تفاوتی نکند٬ به راستی امانتش را ادا و عبادتش را خالص کرده است.

منبع : نهج البلاغه فیض الاسلام٬ص٨٨۴ ٬نامه ٢۶.

8- زبان عاقل در پشت قلب او جای دارد و قلب احمق پشت زبان اوست.

منبع : نهج البلاغه فیض الاسلام٬ص١١٠۶ ٬کلمات قصار٬ شماره٣۹.

9- هیچ بنده ای مزه ی ایمان را نمی چشد٬ تا دروغ را، شوخی باشد یا جدّی، مطلقاً ترک کند.

منبع : اصول کافی٬ج٢/ص٣۴٠ ٬ حدیث ١١.

10- بد ترین شما کسانی هستند که سخن چینی می کنند و میان دوستان جدائی می افکنند و برای افراد پاکدامن عیب جویی می کنند.

منبع : اصول کافی٬ج٢/ص ٣۶۹ ٬ حدیث٣.

11- از مجادله و ستیزه جویی بپرهیزید ٬زیرا این دو، دل ها را نسبت به برادران دینی بیمار [و مکدّر] می کند و بذر نفاق را بر این دو پرورش می دهد.

منبع : اصول کافی٬ج٢/ص ٣٠٠ ٬حدیث١.

12- بدترین مردم کسی است که عیوب مردم را دنبال کند٬ در حالی که نابینای عیوب خود است.

منبع : غررالحکم ج١ /فصل۴١ (شرّ)٬ حدیث۶٧.

13- از گمان بد دوری کن٬ زیرا بد گمانی عبادت را از بین می برد و گناه [انسان ]را بزرگ می سازد.

منبع : غررالحکم ج١ /فصل ۵(ایاک)٬حدیث

14- ای مردم از دو چیز بیشتر از هر چیز بر شما بیمناکم: متابعت از هوای نفس و آرزو های دور و دراز . پیروی از هوای نفس٬ انسان را از مسیر حق باز می دارد و آرزوی دور و دراز آخرت را از یاد می برد.

منبع : نهج البلاغه فیض الاسلام٬ص ١٢٧ ٬ خطبه۴٢.

15- آن کسی که نهی ازمنکر را با دل و زبان و دست ترک کند٬ پس او مرده ای است در میان زندگان.

منبع : وسائل الشیعه٬ جلد١١.

16- شجاع ترین مردم کسی است که بر تمایلات نفسانی خویش پیروز شود.

منبع : سفینه البحر٬جلد٢.

17- ریاکار ظاهرش زیبا و باطنش بیمار است.

منبع : غررالحکم

18- بزرگترین مبارزه این است که آدمی با نفس سرکش خود پیکار نماید.

منبع : غررالحکم(ص٢٢٠)

19- قسم به کسی که جان فرزند ابی طالب در دست اوست هزار ضربه شمشیر بر من آسانتر از مرگ در بستر است.

منبع : بحارالانوار(ج٩٧حدیث۴۴)

20- بالاترین عبادت تفکر و تعقل است.

منبع : فهرست غررالحکم(ص٢١۴)

21- مؤذن ها در روز قیامت با سربلندی برانگیخته می شوند.

منبع : بحار الانوار (ج٨١ص١۴٩)

22- به وسیله ی علم است که خداوند اطاعت و عبادت می شود. با علم٬ معرفت خداوند و توحید او حاصل می شود٬ به وسیله ی علم صله ی رحم انجام٬ و حلال از حرام شناخته می شود و علم پیشوای عقل٬ تابع آن است و سعادتمندان بدان الهام می یابند و تیره بختان٬ محروم می شوند.

منبع : البحار ١/١۶۶

23- خدا محمد (صلی الله علیه و آله و سلّم) را نشانه ای ساخت برای قیامت٬ و مژده دهنده به بهشت٬ و ترساننده از عقوبت. از دنیا برون رفت و از نعمت آن سیر نخورد؛ به آخرت در شد٬ و گناهی با خود نبرد؛ سنگی بر سنگی ننهاد تا جهان را ترک گفت٬ و دعوت پروردگارش را پذیرفت. پس چه بزرگ است منتی که خدا بر ما نهاده. و چنین نعمتی به ما داده٬ پیشوایی که باید او را پیروی کنیم و پیشروی که پا بر جای پای او نهیم.

منبع : نهج البلاغه الخطبه ١۶٠

24- زادگاه او [پیامبر] مکه است و هجرت او به مدینه ی طیبه. در مدینه نام او باند گردید و دعوتش به همه جا کشید. [خداوند] او را فرستاد با حجتی بسنده- که قرآن است- و موعظه ای که درمان است٬ و دعوتی که جبران کننده ی زیان. بدو حکم های نا دانسته را آشکار کرد و بدعتها را که در آن راه یافته بود کوفت و به کنار کرد و حکم های گونه گون را پدیدار. پس هرکه جز اسلام دینی را پیروی کند به یقین بدبخت است و پیوند او با خدا بریده٬ و به سر در افتادن او سخت. پایان کارش اندوهی است دراز و عذابی دشوار و جانگداز.

منبع : نهج البلاغه الخطبه ١۶١

25- دیگر اینکه این اسلام دین خداست که آن را برای خود گزید… پس اسلام نزد خدا استوار پایه است و افراشته بنیان٬ برهانش روشن است و روشنی اش تابان٬ قدرتش ارجمند است و نشانه هایش بلند٬ و در افتادن با آن ناممکن- و مایه ی ریشخند- پس آن را بزرگ بشمارید و پیروی اش کنید و حق را آن را بگزارید و در جایی که شایسته آن است فرودش آورید.

منبع : نهج البلاغه الخطبه ١٩٨

26- کسی که به رعیت خود ستم ورزد٬ خداوند حکومتش را زایل سازد و در هلاکت و نابودی وی تعجیل کند.

منبع : شرح غررالحکم ۵/٣۵٨

27- بپرهیز از خونها٬ و ریختن آن بناروا٬ که چیزی چون ریختن خون بناحق٬ آدمی را به کیفر نرساند٬ و گناه را بزرگ نگرداند٬ و نعمت را نبرد٬ و رشته ی عمر را نبرد.

منبع : نهج البلاغه الکتاب ۵٣

28- به خدا قسم٬ طلیعه ی مرگ برای من نامطلوب٬ ناگهانی و ناشناس نبود٬ من همچون تشنه ای بودم که به آب رسیده و جوینده ای که به مقصود نایل شده.((و آنچه نزد خداست نیکوکاران را بهتر است.))

منبع : نهج البلاغه الکتاب ٢٣

29- به خدا سوگند پدرم (ابوطالب) و جدّم عبدالمطّلب و هاشم و عبد مناف هرگز بتی را نپرستیدند. آنها بر آیین ابراهیم و با تمسک بدان به جانب کعبه نماز می گزاردند.

منبع : البحار ١۵/١۴۴

30- نفس خود را از هر پستی گرامی دار٬ هر چند تو را بدانچه خواهانی رساند٬ چه آنچه را از خود بر سر اینکار می نهی٬ هرگز به تو برنگرداند. بنده ی دیگری مباش حال که خدایت آزاد آفریده. و در آن نیکی که جز با بدی به دست نیاید و آن توانگری که جز با سختی و خواری بدان نرسد کسی چه خوبی دیده؟

منبع : نهج البلاغه الکتاب ٣١

31- پس سپاهیان- به خواست خدا- مردم را دژهای استواراند٬ و والیان را زیور. دین به آنان ارجمند است و راهها بی گزند٬ و کار مردم جز به سپاهیان بر پا نگردد.

منبع : نهج البلاغه الکتاب ۵٣

32-بردباری پرده ای است پوشاننده و عقل شمشیری برنده، پس کمبود های اخلاقی خود را با بردباری بپوشان و هوای نفس خود را با شمشیر عقل بکش.

منبع : نهجالبلاغه الحکمه ۴٢۴

33- از سعید بن سکینه روایت شده است که گفت : شنیدم علیّ بن ابی طالب مردی را دید که ((بسم الله الرحمن الرحیم)) می نویسد٬ فرمود : آن را زیبا بنویس٬ چرا که مردی به خاطر زیبا نوشتن آن٬ آمرزیده شده است.

منبع : کنزالعمال ١٠/٣١١

34- هرکس بتواند نفس خویش را از چهار صفت باز دارد او سزاوار آن است که هیچ گاه حادثه ی نا خوشایندی بر او وارد نشود. گفته شد : ای امیر مومنان! آنها کدامند؟ فرمود : شتاب زدگی٬ لجاجت [و پافشاری بناحق]٬ عجب و غرور٬ سستی و تنبلی.

منبع : تحفالعقول ٢٢٢

35- خداوند سبحان حقوق مردم را بر حقوق خود مقدم داشته است٬ پس هر کس حقوق مردم را ادا نماید٬ به ادای حقوق الهی می انجامد.

منبع : شرح غرر الحکم ٣/٣٧٠

36- ظلم قدم را می لغزاند و نعمتها را سلب می کند و امتها را به هلاکت می کشاند.

منبع : شرح غرر الحکم ٢/٣۶

37- هرگاه در کاری که برایت پیش آمده است احتیاج به مشورت پیدا کردی ابتدا آن را با جوانان در میان بگذار؛ زیرا جوانان تیز هوش تر و از سرعت حدس بیشتری بر خوردارند٬ سپس درباره ی آن با میان سالان و پیران رایزنی کن تا عیبش را بیابند و نیکش را برگزینند؛ چرا که آنان از تجربه بیشتری برخوردارند.

منبع : شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ٢٠/٣٣٧

38- خدا هزینه ٴدنیای شما را عهده دار گردیده٬ و شما را به سپاس گفتن خود وادار فرموده؛ و ذکر خود را بر زبانهایتان واجب داشته٬ و به پرهیزگاری سفارشتان کرده٬ وآن را نهایت خشنودی خود و خواستش از بندگان قرار داده ٬ پس بترسید از خدایی که بر کارهای شما بیناست٬ و بر شما چیره و تواناست، ودر آنچه کنید قدرت او پیداست. اگر چیزی را پوشاندید ٬آن را می داند و اگر آشکار کردید ثبت می گرداند٬ و بدین کار فرشتگانی گمارده است٬ نگاهبان و ارجمند که حقی را نانوشته نگذارند و چیزی را بیجا ثبت نکنند.

منبع: نهج البلاغه٬ الخطبه ١٨٣

موضوعات: احادیث  لینک ثابت



[سه شنبه 1395-02-07] [ 04:33:00 ب.ظ ]





  حدیث کسا   ...

اصحاب کسا عبارت اند از محمد پیامبر مسلمانان، علی، فاطمه، حسن و حسین که آیهٔ “انما یرید اﷲ لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرأ “:[۱]"همانا خداوند می‌خواهد تا ناپاکی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاک و طاهر گرداند.” دربارهٔ آنان است.[۲] ابوسعید خدری از پیامبر مسلمانان روایت کرد که این آیه دربارهٔ پنج تن است: خودم، علی، فاطمه، حسن و حسین است.[۳]

محتویات
۱ ریشه اصطلاح از دیدگاه تاریخی۲ مقصود از اصحاب کسا در دیدگاه اسلامی
۲.۱ دیدگاه شیعه۳ حدیث کساء۴ منابع۵ پانویس
ریشه اصطلاح از دیدگاه تاریخی[ویرایش]به بگفته فرانسیس ادواردز پیترز، استاد بازنشسته دانشگاه نیویورک در رشته اسلام و خاور میانه شناسی، در پیش از اسلام و در اوایل اسلام، اهل بیت لقب قریش بود و منظور بیت همان خانه کعبه در مکه بود. این کاربرد بعدها تحت شعاع تعبیری قرار گرفت که باری سیاسی داشت و در مورد آیه ۳۳ سی و سومین سوره قران (احزاب) نقل می‌شد. سرچشمه این تعبیر بعد از کشته شدن عثمان و اوایل دوران اموی، همزمان با شروع علی با۲۵ سال تأخیر است. در تعبیر فوق منظور از اهل بیت خانواده پیامبر و بطور خاص علی، فاطمه، حسن و حسین است. بگفته پیتر، بدنبال این تعبیر احادیثی به نقل از محمد در مورد این آیه رواج یافت از جمله حدیث پنج تن آل عبا.[۴]

به نوشته لئورا وچا ولیری در دانشنامه اسلام، آیات پیش از این در مورد دستور العمل‌هایی برای زنان پیامبر است و افعال و ضمایر به صورت جمع مؤنث هستند؛ ولی در این آیه که خطاب به اهل خانه است، ضمایر به صورت جمع مذکر هستند؛ بنابراین گفته شده که دیگر بحث زنان پیامبر مطرح نیست، یا حداقل صرفاً آنها نیستند. پس این آیه به چه کسی بر می‌گردد؟ عبارت اهل بیت فقط می‌تواند معنی “خانواده پیامبر” را بدهد. این امتیاز به طور طبیعی به همه خویشاوندان محمد منتهی می‌شود، چه آنهایی که در قبیله او بودند، چه انصار و در واقع همه جامعه؛ ولی داستانی وجود دارد که در بسیاری از احادیث آمده است. بنا بر این روایت، محمد عبای خود را در موقعیت‌های گوناگون (از جمله رویداد مباهله) بر روی نوه‌هایش حسن و حسین، دخترش فاطمه و دامادش علی افکند؛ و بدین ترتیب، این پنج تن هستند که عنوان اصحاب کسا به آنها داده می‌شود. تلاش‌هایی صورت گرفته تا زنان پیامبر را هم به این گروه اضافه کنند؛ ولی عموماً شمار افرادی که واجد این امتیاز هستند محدود به پنج است.[۵]

مقصود از اصحاب کسا در دیدگاه اسلامی[ویرایش]دربارهٔ مصادیق اهل بیت اشاره شده در آیه تطهیر میان راویان اختلاف نظر هست. برخی از آنان همسران محمد[۶]و برخی دیگر همه نزدیکان وی، از آل عباس و آل عقیل و آل جعفر و آل علی را مشمول این عنوان شمرده‌اند،[۷] اما بیشتر ایشان اصطلاح اهل بیت را در این آیه منحصر به اصحاب کسا دانسته‌اند.

تعداد احادیث وارد شده توسط گروه اخیر از ۷۰ متجاوز است که از آن شمار نزدیک به ۴۰ حدیث به روایت اهل سنت و از طریق ام سلمه، عایشه، ابوسعید خدری، ابن‌عباس، عبدالله بن جعفر، علی بن ابی‌طالب، حسن بن علی و دیگران و بیش از ۳۰ حدیث از راویان امامی و از طریق علی بن ابی‌طالب، سجاد، باقر، صادق، رضا (امامان شیعه) ام سلمه، ابوذر غفاری و چند تن دیگر نقل شده است.[۸] از دیدگاه طباطبایی و طبرسی منظور از اراده در آیه مورد بحث، اراده تکوینی است، از آنرو که ارادهٔ تشریعی خداوند در این باب همه افراد بشر را شامل می‌شود و جای اختصاص در آن نیست.[۹]

آنچه بیش از همه موجب شده است که برخی از مفسرین، اهل بیت را به همسران محمد تفسیر کنند،[۱۰] خطاب صدر آیه به همسران محمد، و نیز وقوع آن در میان آیاتی است که طی آنها همسران محمد مخاطب واقع شده‌اند. اما بگفته طباطبایی روایات وارده در این باب حاکی از آنست که این آیه جداگانه نازل گشته، و به فرمان محمد، یا بعد از درگذشت او و در هنگام جمع قرآن، در میان آن آیات قرار داده شده است.[۱۱] تغییر صیغه خطاب از مؤنث به مذکر نیز مؤید همین معناست.

فخر رازی از دانشمندان بزرگ اهل سنت، در تفسیر کبیر خود می‌نویسد: «بدون شک، تعلق و نزدیکی فاطمه و علی و حسن و حسین به رسول الله محکم ترینِ تعلقات بوده است. پس مطمئناً ایشان آل محمد هستند… و روایت کرده صاحب کشاف که هنگامی این آیه نازل شد، سؤال شد یا رسول الله، نزدیکان تو که مودتشان بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ پس فرمود «علی و فاطمه و دو پسرش». پس ثابت شد که این چهار، اقارب و نزدیکان نبی هستند و هنگامی که این ثابت شد، پس واجب است که ایشان (علی و فاطمه و حسن و حسین) مخصوص به بیشترین تعظیم و بزرگداشت باشند… … و لذا دعای «اللهم صل علی محمد و آله و ارحم محمد و آل محمد» به عنوان خاتمه تشهد در نماز جعل شده و در حق کسی غیر ایشان، آل یافت نمی‌شود. پس همه اینها دلالت می‌کند که حب آل محمد واجب است.»[۱۲]

دیدگاه شیعه[ویرایش]اصحاب کسا یاآل کسا، عنوانی است که شیعیان برای محمد، علی، فاطمه و دو فرزند آنان حسن و حسین به کار می‌رود و از آنان به آل عبا و پنج تن نیز تعبیر می‌شود. مأخذ این عنوان روایتی است که به حدیث کسا معروف است و در منابع حدیث فریقین از طرق بسیار نقل شده است.

حدیث کساء[ویرایش]اصل حدیث کساء از متواترات شیعه و سنی است، اما این‌که کدام نقل معتبر است، مورد اختلاف است.

اکنون حدیث کساء مشهور در بین شیعه همان حدیثی است که در پایان کتاب مفاتیح الجنان از جابر بن عبدالله انصاری از فاطمه زهرا آمده و به یقین جزء این کتاب نبوده و توسط ناشرین به آن اضافه شده است.

اعتبار این نقل در بین بزرگان شیعه مورد اختلاف بوده و جمعی از آن‌ها اعتبار آن را نپذیرفته‌اند. علامه سید مرتضی عسکری، آیت‌الله محمد ری‌شهری، علامه شیخ علی ریاحی نبی و بسیاری دیگر ضمن تأکید بر صحت اصل حدیث کسا، از جمله مخالفین اعتبار حدیث کساء مذکور در پایان مفاتیح الجنان هستند.[۱۳]

منابع[ویرایش]ابن حنبل، احمد، مسند، مصر، ۱۳۱۳ق؛ حاکم، محمد، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، ۱۳۹۸ق.
طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، ۱۹۷۳م.
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، مکتبه الحیاه؛ طبری، محمدبن جریر، تفسیر، بیروت، ۱۴۰۰ق.
کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، به کوشش حمدباقر بهبودی و علی‌اکبر غفاری، تهران، ۱۳۸۳ق، ۲/۷۲.
مسلم، ابوالحسین، صحیح، بیروت، ۱۳۹۲ق.

موضوعات: احادیث  لینک ثابت



 [ 04:31:00 ب.ظ ]






  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما